1397-11-03

انتخاب رنگ مناسب و هویت حرفه ای رنگ ها

تجربه های سازمانی،عمل لباس پوشیدن برای انجام وظیفه را موجب تغییر فاحش در نگرش و رفتار سازمانی فرد دانسته،به طوری که این موضوع موجب تمرکز روی وظیفه بوده و حاکی از انست که فرد در حال پیوستن به هم طرازان خود بوده و همه آنان با یاری و مساعدت به تلاش و پویایی و رقابت با سازمان های دیگر می پردازند و همچنین از نظر فرهنگ سازمانی،رسمی بودن لباس و برخورداری از استانداردهای لباس پوشیدن،سازمان را سرشار از عزت نفس،سربلندی،حرفه گرایی و روح همبستگی می کند و الگوی پوشش،نشان دهنده آنست که پوشندگان آن الگو،عضو یک سازمان بوده و آن سازمان دارای توانایی های ویژه و هدف عمده و ماموریت خاص است، بطوری که امروزه یکی از شاخص های سازمان های موفق را این گونه توصیف نموده اند که : * لباس خوب بپوشید تا موفق شوید *، و برعکس، سهل انگاری در زمینه استانداردهای لباس پوشیدن و لباس غیر رسمی پوشیدن در سازمان ها، موجب بی نظمی رفتاری و ناهمگونی سازمانی خواهد بود. بدین ترتیب الگوی پوشش یکسان کارکنان، تاثیرات روانی، اجتماعی و فرهنگی بر کارکنان و مشتریان داشته، به طوری که نگرش کارکنان و مشتریان نسبت به بانک توسط حس زیبا شناختی آنان از محیط و فضای مناسب بانک نیز تاثیر می پذیرد.

روانشناسی رنگ ها(جذابیت های بصری رنگ ها) :

رنگ ها،تاثیرات روانی،فیزیولوژیکی،فرهنگی و هنر شناختی برافراد دارند. این تاثیرات در زمینه های گوناگون حیات سازمان بروز می نماید. رنگ ها از لحاظ روانی بر انسان تاثیر گذاشته، به طوری که رنگ های قرمز، پرتغالی و زرد انسان را تحریک می کند در حالی که رنگ های آبی  و سبز غالبا در انسان احساس آرامش ایجاد می کند. بنابراین می توان از رنگ ها برای بیان هیجانات و حتی برانگیختن انسان استفاده کرد. محققین فیزیولوژیک نشان داده اند که در اثر نور قرمز بدن انسان ادرنالین بیشتری ترشح می کند، فشار خون و تعداد تنفس انسان افزایش می یابد و به طور عملی دمای بدن انسان افزایش تدریجی می یابد. رنگ های زرد و پرتغالی نیز تاثیری شبیه به قرمز دارند اگر چه به اندازه رنگ قرمز تاثیر گذار نیستند.

انسان معمولا رنگ های سبز و آبی را با کیفیت درختان و آب تداعی می کند و تحقیقات فیزیولوژیک نشان داده که نورهای آبی و سبز ضربان قلب انسان را کند نموده و حرارت بدن را کاهش داده و عضلات انسان را آرام می سازد.

ترکیبات رنگی پذیرفته شده و رنگ هایی که استفاده از آنها عموما در جامعه ترجیح داده می شوند، توجه را به خود جلب می کند و انسان را تحت تاثیر قرار می دهد، مثلا زمانی برای مخاطبین، مشاهده غیرفعال مطرح است و آن مشاهده ایست که یک رنگ خودش را به دید انسان تحمیل کند و برخلاف میل و اراده توجه را برانگیزد، زمانی که معمولا مشتریان وارد سازمان می شوند در واقع مشاهده غیرفعال مطرح است و رنگ بیشتر از هر چیزی به جلب نگاه مشتریان کمک می کند.معمولا زیبایی که انسان آن را نظاره می کند از دو عنصر مهم تجسمی فرم و رنگ تشکیل شده که لازم و ملزوم یکدیگرند.

تجربه روان شناختی رنگ،متکی بر سه بعد است این سه بعد عبارتند از:نام،اشباع و درخشندگی رنگ ها :

  • نام

نام هر رنگی آن چیزی است که انسان معمولا رنگ ها را با آن می نامند مثل رنگ قرمز ،زرد و غیره…

  • اشباع

اشباع به میزان غنا یا پررنگ بودن رنگ ها اشاره دارد. نوری که از یک طول موج معین(بدون ترکیب طول موج های دیگر)تشکیل شده باشد بالاترین احساس اشباع رنگ را به وجود می آورد.

  • درخشندگی

درخشندگی که از لحاظ روشنی (یا نورانی یا تاریک بودن) ارزیابی می شود و از نظر فیزیکی به دامنه یا شدت (انرژی) موج نوری وابسته است.به عنوان مثال برخی از رنگ ها مثل رنگ زرد از دیگر رنگ ها (مثل رنگ قرمز) درخشنده تر به نظر می رسند.رنگ ها می توانند از جنبه های مختلف و نظام های گوناگون از آن جمله علوم طبیعی، تکنولوژی، فلسفه، بیولوژی، سیاست،طب روانشناسی، جامع شناسی،مهندسی عوامل انسانی، هنر و غیره مورد توجه قرار گیرند. رنگ خاصیت اشیاء، فضا یا سطوح نمی باشد بلکه احساسی است متاثر از کیفیت های معین نور که چشم آن را تشخیص می دهد و مغز آن را معنی می کند بنابراین نور و رنگ غیرقابل تفکیک بوده و در استفاده از رنگ ها باید جنبه های روان شناختی، فیزیولوژیکی، زیباشناسی و تکنیکی آنها را نیز در نظر گرفت.

تاثیر رنگ :

رنگ بر روی مردم(کارکنان،مشتریان و…) اثرات مسلمی هم از نظر اثرات فیزیولوژیک و هم اثرات روان شناختی دارد.

تاثیر رنگ بر کل ارگانیزم بدین گونه است که انسان را به سوی محیط یا خلاف آن هدایت می کند.بر طبق نظر goldesteinبدین ترتیب تاثیر رنگ های قرمز و زرد موجب ازدیاد اثر دنیای پیرامون انسان می شود در حالی که رنگ های سبز و آبی از تاثیر آن می کاهند.

در  سال 1977 فرانک گبرت پژوهشی را درباره تاثیرات روان شناختی و فیزیولوژیکی فضاهای کاملا رنگ شده انجام داده است، بدین ترتیب که چهار محفظه به طول عرض و ارتفاع هفت پا را کاملا با رنگ های قرمز، زرد ، سبز و آبی رنگ کرد. نتایج حاکی از آن بود که محفظه های قرمز و زرد رنگ محرک و برانگیزاننده و محفظه آبی و سبز رنگ آرام کننده بودند. زیرا رنگ ها یکی از تعیین کننده های اساسی و عمده ادراک انسان هستند.

اگر در نظر بیاوریم که هر کس در مقابل محرک های محیطی به نحو مخصوص پاسخ و واکنش نشان می دهد که ارتباط تنگاتنگی با کلیت شخصیت او دارد، رنگ نیز در کنار سایر محرک ها، موجب برانگیخته شدن پاسخ های معین در انسان می شود که این پاسخ ها در مورد هر کس وابستگی عمده ای با شخصیت وی دارد.در تحقیقی در این زمینه ملاحظه گردیده که پوشش زرد و سبزرنگ در درمان افسردگی و اضطراب تاثیر زیادی دارند. در پژوهش دیگری به بررسی محیط زیبا شناختی محیط کار و نگرش کارکنان نسبت به محیط کار پرداخته شده است. نتیجه این پژوهش حاکی از آن بوده که نگرش کارکنان نسبت به محیط کار توسط حس زیبا شناختی از محیط آنان تاثیر می پذیرد.

نماد رنگ ها :

به نظر باستیه، بخش عمده ای از معانی نمادین رنگ ها به محیط اجتماعی و سازمانی خاصی که در آن زندگی می کنیم بستگی دارد.

یک رنگ در یک نظام و سازمان اجتماعی مشخص ممکن است دارای مفهومی باشد که در سازمان نظام دیگر معنی متضاد آن را بدهد.از رنگ ها به عنوان واسطه ای برای بیان قوی هویت سازمانها استفاده می شود و نشان می دهد که رنگ ها برای مشخص کردن شرایط و کیفیت های خاص مورد استفاده قرار می گیرند.در بررسی هایی که از رفتارها و هنجارهای اجتماعی در آلمان انجام شده، مشخص گردیده این کشور فقط شش سال درگیر جنگ جهانی بوده است و در حدود بیست سال وقت لازم داشته تا مردم آلمان رنگ مردگی را کاملا به دور بریزند و رنگ های زنده مثل رنگ سبز را به عنوان عاملی برای رسیدن به زیبایی و رونق زندگی پرنشاط خود برگزینند.

در اتاق های جراحان،قطرات خون روی لباس سفید جراحان تاثیر غیر مستقیم بر حواس و روان آنان داشت.بنابراین در بیمارستان ها پوشش سبز را در اتاق جراحان جایگزین کردند که تا حدی نیز به موفقیت های جراحی کمک کرد زیرا رنگ خون روی لباس سبز،تبدیل به رنگ خاکستری شده و چندان دغدغه ای مانند رنگ قرمز ایجاد نمی کرد،ناگفته نماند که رنگ ها دارای وزن، مزه و شکل هستند حتی در انسان گاه موجب بروز خلاقیت ها و استعدادهایی می شود. همچنین استفاده از رنگ های روشن و نور مناسب در محیط های آموزشی در افزایش فعالیت های خاص ذهنی و هوش تاثیر داشته و باعث افزایش جهش های مغزی می گردد هنری رتل تاثیرات رنگ محیطی میان کودکان مدرسه ای در مونیخ مورد مطالعه قرار داده است.رنگ های اصلی با تاثیرات مثبت تر ذهنی در مطالعه او رنگ های زرد، سبز، پرتغالی و آبی روشن بوده و این رنگ ها نمرات بهره هوشی کودکان را افزایش داده در حالیکه در محیط های سفید، قهوه ای و سیاه نمرات بهره هوشی کاهش یافته است.

از جمله در بسته بندی، رنگ مهم ترین عنصر است، زیرا حواس انسان نسبت به تاثیرات رنگ ها بسیار حساس است و رنگ ها باعث بروز واکنش های متعددی در انسان می شود.رنگ بهتر از هر عنصری دیگری در ذهن انسان باقی می ماند.رنگ بسته بندی به تنهایی می تواند باعث تصمیم به خرید مشتریان شود عملکردهای مهم رنگ به عنوان عامل تاثیر گذاری در فروشندگی عبارت است از جلب توجه،مشخص ساختن جنس در فروشگاه،مشخص کردن عنوان بسته،یادآوری محتویات بسته،به وجود آوردن تداعی های مثبت،بیدار کننده احساسات،تطبیق داشتن با طرز مصرف محصول.در تحقیقی کارگران یک کارخانه آمریکایی در تمام طول روز جعبه سیاهی را جابه جا می کردند و از خستگی زیاد شکایت داشتند،یک روانشناس توصیه کرد که جعبه ها را به رنگ سبز روشن رنگ آمیزی کنند،پس از آن به نظر کارگرها،کار کمتر خسته کننده به نظر می رسید و شکایت های ایشان برطرف شد.

ترجیهات رنگ ها :

در پژوهشی، ترجیهات رنگی چندین هزار نفر بین سال های 1948 تا 1975 مورد مطالعه قرار گرفت. آزمون عبارت بودند از 2400 نفر از دانش آزمونهای ابتدایی و دبیرستان و تعدادی بیماران سرطانی،و 169 نفر بیمارانی قلبی و 19 نفر از بیماران ریوی و 79 نفر از زندانیان محکوم وعده ای از سایر افراد،نتایج به دست آمده از این تحقیق چنین بود.

زنانی که رنگ بنفش را ترجیح می دادند،تحریک پذیری با اختلال خواب از خود بروز می دادند و تقریبا نیمی از دانش آموزان که رنگ قرمز را ترجیح دادند با کسانی که از سرطان رنج می بردند یا بر اثر آن افرادی که نسبت نزدیکی داشتند، مرده بودند.

عوامل موثر در انتخاب رنگ ها :

علایق،گرایش ها،طبقه اجتماعی و متغیرهای سن،جنسیت،سطح تحصیلات و عناصر فرهنگی،اجتماعی شهری یا روستایی بودن در انتخاب رنگ ها به ترتیب زیر تاثیر می گذارند :

  • سن

معمولا کودکان از نظر سنی از رنگ های زنده و خالص و بزرگسالان از رنگ های پخته و مرکب(سرمه ای) خوششان می آید.بسیاری از گزارش های درباره انتخاب رنگ مربوط به نقاشی کودکان وجود دارند که از آن جمله گزارش علمی که توسط ناپولی در سال 1971 تهیه شده حاکی از آن است که رنگ های آبی و سبز رنگ هایی هستند که غالبا توسط پسران انتخاب می شوند در حالی که رنگ های قرمز و زرد به وسیله دختران ترجیح داده می شود.

  • محل زندگی(شرایط جغرافیایی)

نوع محیط جغرافیایی مانند مناطق کوهستان،کویری،ساحلی،آفتابی،یا ابری در انتخاب رنگ ها،به خصوص رنگ لباس موثرند.زنان روستایی شمال به دلیل محیط همواره سبز از لباس های گل دار و الوان استفاده می کنند.در کشورهایی که خورشید از درخشش کمتری برخوردار است به رنگ های ملایم تر و تیره تر اولویت داده می شود.استفاده از رنگ ها در فصول مختلف سال نیز مثل استفاده از رنگ تیره در زمستان برای جذب گرمای خورشید و رنگ روشن در تابستان مورد توجه انسان است.

  • فرهنگ و جامعه

انتخاب رنگ ها به خصوصیات اجتماعی،روانی،فرهنگی جامعه نیز بستگی دارد،به عنوان مثال معمولا شهرها از رنگ های سبز و روستاییان از رنگ های قرمز و نقوش الوان استفاده می کنند.

  • طبقه اجتماعی

از نظر طبقه اجتماعی افراد کم درآمد از رنگ های برق دار و تند و افراد پر درآمد از رنگ های سبک،مرکب،ملایم و ظریف استفاده می کنند،افراد روشنفکر با درآمد بیشتر به طرف رنگ های روشن و ملایم گرایش داشته و مردمی که متعلق به طبقه های پایین تر جامعه هستند رنگ های قوی و درخشان را ترجیح می دهند.

  • ادراک

جهان انباشته  از محرک هاست،هر داده ای که بر روی پنج حس بینایی،شنوایی،چشایی،بویایی و لامسه انسان تاثیر بگذارد به عنوان یک محرک شناخته می شود.درک،فراگردی است که انسان به وسیله آن،محرک ها را به عنوان تصاویری مرتبط و معنی دار انتخاب،ساماندهی و تعبیر و تفسیر می نماید.به عبارت دیگر درک عبارت است از نگرش انسان به جهان اطراف و برداشتی که وی نسبت به محیط خود دارد.نحوه عمل فرد تحت تاثیر درک او از محیط قرار می گیرد.و از این روست که دو نفر با دارا بودن انگیزه های مشابه و در شرایط یکسان ممکن است عملکرد کاملا متفاوتی از یکدیگر داشته باشند،زیرا درک آنها از محیط متفاوت خواهد بود.

معمولا مردم نمی توانند همه محرک های موجود در محیط خود را دریافت کنند،بنابراین آنها برای تصمیم گیری در خصوص اینکه به چه محرکی توجه نمایند و نسبت به چه محرکی بی تفاوت باشند،از توجه انتخابی استفاده می کنند.مخاطبین معمولا روزانه در معرض آگهی ها و رنگ های متعدد تبلیغاتی قرار دارند ولی تنها تعداد محدودی از آنها توجه آنان را به خود جلب می نماید.بنابراین رنگ ها از مواردی هستند که نقش کلیدی درادراک مخاطبین ایفا می کنند.

  • ارزش ها،باورها و گرایش ها

ارزش ها عبارت است از باوری پایدار در مورد ارجحیت طرز خاصی از رفتار شخصی یا اجتماعی درمقایسه با رفتارهای دیگر است.در واقع ارزش ها به برداشت مخاطبین از خود و حتی سبک زندگی آنها،کمک می کند.باورها و گرایش های افراد به شدت با ارزش های آنها در ارتباط است.باور یک الگوی اطلاعاتی سازمان دهی شده است که فرد آن را به عنوان یک واقعیت در دنیای خود پذیرفته است.مخاطبین بوسیله باورها،به تصویر ذهنی خود از رنگ ها عینیت می بخشند در واقع داشتن تصویر ذهنی از یک رنگ،سبب می شود که مخاطبین نسبت به آن گرایش پیدا می کنند.گرایش تمایلی آمیخته شده برای پاسخ مداوم به یک موضوع خاص است.معمولا گرایش های افرد پایدارتر و پیچیده تر از باورهای آنهاست،زیرا گرایش ها از ارتباط متقابل باورها تشکیل شده است.

  • شخصیت و سبک زندگی

هر یک از مشتریان و کارکنان دارای شخصیتی منحصر به فرد هستند شخصیت مفهوم گسترده ایست که می توان آن را به شیوه ای برای سازماندهی و گروه بندی واکنش های تثبیت شده افراد در موقعیت های گوناگون تعریف کرد.شخصیت و تصور از خویشتن افراد،برگرفته از سبک زندگی آنهاست.سبک زندگی عبارت از یک روش زندگی است که بوسیله کنش ها،علایق و باورهای افراد تعیین می شود.در صورتی که از مفهوم سبک زندگی استفاده مغقول به عمل آید،این مفهوم می تواند بر رفتار مشتریان تاثیر گذارد.

آیین نامه الگوی پوشش کارکنان :

نظر به این که سازمان های معاصر،درپی یافتن نوع احساس تعلق و به دنبال نوعی پیوند اجتماعی هستند که به آنان هویت بخشند،یکی از پیوندهای مستحکم که سازمان ها را همسان،یکپارچه و یگانه می سازد،ارزش های مشترک سازمان بوده که یکی از مجاری آن از طریق سبک های لباس پوشیدن کارکنان نشان داده می شود که پوشش همگون می تواند بنیان و اساس سبک کاری سازمان هایی را که در محیط خاص خود به فعالیت مشغولند پی ریزی کند.در رفتارهای فرهنگی نیز به عوامل آشکاری مثل سبک لباس پوشیدن کارکنان در سازمان توجه می شود و پرسش هایی احتمالی که بطور معمول در این زمینه برای محققین ایجاد می شود.

عبارت از اینکه:

-آیا لباس متحدالشکلی در سازمان وجود دارد؟

-آیا مردان کت و شلوار می پوشند؟

-آیا زنان از لباس رسمی استفاده می کنند؟و…

رعایت و بکارگیری رنگ مناسب با محیط کار،خود،معرفت شخصیت و هویت محیط کار و موثرترین روش تبلیغات تجاری در جهت حفظ و یا شناساندن نام و جلب مشتریان جدید بوده و مشتریان را ناگزیر به گزینش انتخاب منطقی نموده و عواطف و احساسات مخاطبین را برانگیخته و موجب تصمیم سازی آنان گردیده،بطوری که مخاطبین ناگزیر به اقدام و تصمیم گیری گردیده و واکنش ها و رویکردهای مثبت،سازنده و تقویت کننده برای مخاطبین برند تداعی می کند.

1- هدف

در عصر حاضر متخصصان تبلیغات می کوشند هر سازمان را با نقش و نشان ویژه خودش معرفی کنند،این نقش و نشانه ها جنبه کارکردی داشته یعنی یکی از نیازهای مشتریان را برآورده می کنند،اما این نیازها بیشتر موارد،جنبه روانی داشته و به همین دلیل است که امروزه مفهوم کیفیت در سازمان بطور روز افزونی به فضای موجود پیرامون کیفیت عملکرد و مناسبات کارکنان با مشتریان،نظام عملیاتی و ملازمه های پایگاه اجتماعی و در واقع به مفاهیم ضمنی روانشناختی پوشش مناسب کارکنان نیز مربوط می شود.الگوی مناسب لباس کارکنان باید با ماهیت کار و وظایف محیط کار سازگار و هماهنگ و نوع رنگ نیز باید جذاب،زنده و گویا بوده و تناسب لازم را با مخاطبین و مشتریان داشته و در بینندگان علاقه به دیدن و تماس و مراجعه به محل کار را یاجاد نماید و به تعبیری در یک نگاه نام برند را به مخاطبین و مشتریان انتقال داده و موجب کسب اعتبار و ارتقا موقعیت برند گردد.

2-دامنه کاربرد و نقش الگوی پوشش کارکنان در فراگرد ارتباطات اجتماعی

درعصر حاضر می توان به درستی پیش بینی کرد که در آینده گرایش های هر چه بیشتری در جهت برآوردن نیازهای زیباشناسانه و اعتبار حیثیت مشتریان به کار گرفته شود و سازمان ها نیز آگاهانه روز به روز منابع بیشتری را برای طراحی ویژگی ها و سلیقه هیا روانی از طریق سبک های لباس پوشیدن کارکنان اختصاص می دهند.برندی که با وجود الگوی مناسب لباس کارکنان که علایق انسانی مشتریان در آن مستتر باشد می تواند مخاطبین را در انتخاب برند خود،متقاعد کرده و پیام خود را از طریق سبک لباس پوشیدن مناسب به مشتریان برساند.با توجه به موقعیت یک برند،کاربرد الگوی مناسب پوشش کارکنان می تواند مرحله معرفی(شناساندن برند به مشتریان جدید)،مرحله رقابت(حفظ سهم بازار یا ارتقا آن و یا نفوذ به بازار) و مرحله حفاظت(برای حفظ موقعیت تاریخی و اقتصادی برند)را به روشنی نهادینه و تثبیت نماید.

3-مشخصات ظاهری پوشش کارکنان

سبک های لباس پوشیدن کارکنان امروزه به وسیله ای تبدیل شده که کارکنان هویت خود را با سازمان های دگیر با آن می سنجند پس چگونگی گزینش سبک لباس پوشیدن با مجموعه ای از اصول و معیارها برگزینش هایی که کارکنان در زندگی سازمانی خود به آنها دست می زنند صورت می گیرد،و از این رو تلاش گردیده مجموعه ای سامان مند از یک مدل سبک لباس پوشیدن کارکنان را فراهم آورده که در واقع کارکنان با آن سبک لباس پوشیدن و رفتار،تعلق خاطر یافته و بتوانند سازمان خود را در جامعه مطرح و بیان کنند.

از این رو الگوی پوشش کارکنان(کت و شلوار و پیراهن برای آقایان)و (مانتو، شلوار و روسری و مقنعه) برای خانم ها از دو رنگ نمادین برای مثال روشن (طوسی) و یشمی سیر تشکیل شده که رنگ روشن نشانه روشنایی و رنگ یشمی نشانه رشد بالندگی و شادابی کارکنان و سازمان است.این ترکیب شامل:کت و شلوار یشمی سیر و پیراهن خاکستری(مایل به طوسی) برای آقایان و مانتو،شلوار یشمی سیر و روسری(مقنعه) در رنگ های طوسی تیره یا مشکی برای خانم ها بوده که این ترکیب از نظر همنشینی رنگ ها،ترکیبی آرام به شمار آمده و توجه مشتریان و مخاطبین را به خود جلب نموده و نقطه مقابل ترکیب تهاجمی است و چشم و ذهن مخاطبین را خسته نکرده و نیالوده و تکراری به نظر نمی رسد و از این طریق می توان آسان تر با مشتریان ارتباط برقرار نمود.

دسته‌بندی نشده , , , , , , , , , ,
درباره Asak1

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *